جعفر شهرى باف

287

طهران قديم ( فارسى )

اطلاع كافى كاركنان آپاراتخانه ، هر چند دقيقه يك بار يا فيلم پاره شده يا دچار نواقص ديگر مانند آتش گرفتن نوار فيلم ميشد كه باز تماشا تعطيل و چراغها روشن ميگرديد ، و در اين موارد بود كه صداى مردم درآمده از هر صندلى سالن بانك و نوايى برمىخاست و نعره‌ها و فريادها و دشنامها و ناسزاها همراه سوت بلبلى كشيدنها و پا به زمين كوبيدن‌ها سالن را اشباع مينمود ، اگر چه در هنگام نشان دادن فيلم هم هرگز آن آرامش و سكوت و صموت لازم مشاهده نمىگرديد . از جمله بىانضباطى تماشاچيان تخمه شكستن و چيز خوردن و تعريف كردن و توضيح دادن فيلم و توضيح خواستن ، مخصوصا تعريف و تكذيب و توصيف و تشريح ديده‌ها از طرف آنها كه قبلا نيز فيلم را تماشا كرده بودند براى نديده‌ها ، و همراه آن خنده و فحش و خوب و بد از پسند و غير پسند فيلم كه به گوش مىرسيد ، همراه چرك چرك شكستن تخمه و آجيل و پرتاب پوستهاى آنها به پشت گردن جلوىها كه خود اين امر نيز پيوسته موجب نزاع و سر و صداهاى ديگر ميگرديد ، اضافه بر جنگ و ستيزه‌هاى تن بتن چند نفره كه بر سر مسئله يا نظريه‌اى دربارهء فيلم يا رفتار خصوصى و يا معاشقات با بغل‌دستى كسى ، سالن سينما تبديل به ميدان حرب ميگرديد و داخل همهء اين احوال فروشندگان آجيل و تخمه و سيگار و سيراب شيردان و دل جگرى و ليمونادى دم بدم كه حين نمايش فيلم صدا بلند كرده به معرفى امتعهء خود مىپرداختند . بعد از آن كيفيت و چگونگى فيلم بود كه چون هنوز صدا براى آنها اختراع نشده بود بطور صامت روى صحنه مىآمد ، در موضوعات قهرمانى و كمدى و كم و بيش داستانهاى مذهبى ، كه به جاى صداى آن ، دسته‌اى ساززن ضرب‌گير يا موزيك‌چى و مزقانچى جلو پرده نشانيده فيلم را موزيك‌دار مىساختند « البته با تطبيق آهنگها با حركات و عوالم قهرمانان و چگونگى فيلم » به اين صورت كه در صحنه‌هاى عشقى ، درآمدها و آهنگهاى مربوطه ، و در بزن بزنها ، دستگاههاى تند مهيج و بدين ترتيب جهت هر موضوع مقام و نغمه و گوشه و آهنگى كه ارتباط داشته باشد . ديگر براى ترجمه و تفهيم فيلم يك نفر در بلندى يا بالكن و مثل آن مقابل پرده ايستاده پانوشته‌هاى فيلم را براى مردم ترجمه و تعريف مينمود كه البته آن